صفحه در حال بارگذاری است! لطفا کمی صبر کنید...
|
Sunny Days Being together درباره وب من ![]() salam man rozhan hastam, 18 salame, pish daneshgahie riazi hastam,omidvaram az webam khosheton biad, nazar yadetoon nare!!!! :D خانم مدیر روژان: rozhan taavakoli fard مطالب تازه آرشیو وبلاگ نویسندگان لینكهای خوب خوب سلام به همه ی دوستای گلم: من یه مدت به خاطر درسام نمی تونم بیام نت. شما به بزرگواری خودتون ببخشید دیگه!!! اما قول میدم هر وقت اومدم واستون نظر بزارم. بای بای
نوع مطلب : . . .، برچسب ها : نتایج تیم والیبال ایران در مسابقات جام جهانی ژاپن: ایران 3 - 1 ژاپن ایران 0 - 3 كوبا ایران 3 - 2 صربستان ایران 3 - 2 لهستان ایران 3 - 2 ارژانتین ایران 0 - 3 امریكا ایران 3 - 0 مصر ایران 0 - 3 چین ایران 0 - 3 برزیل ایران 0 - 3 روسیه ایران 1 - 3 ایتالیا خلاصه ایران هشتم شد!!! عیبی نداره اردیبهشت ماه جبران میشه سهمیه ی المپیكو می گیرن. : دی
نوع مطلب : ورزشی، برچسب ها : دوستت دارم : زن و شوهر جوانی سوار بر موتور سیكلت در دل شب می راندند . . . انها از صمیم قلب یكدیگر را دوست داشتند . . . زن جوان: یواشتر برو من می ترسم مرد جوان: نه اینجوری خیلی بهتره زن جوان: اخه من می ترسم مرد جوان: باشه اما اول باید بگی دوستم داری . . . زن جوان: دوستت دارم! حالا میشه یواشتر برونی؟ مرد جوان: مرا محكم بگیر . . . زن جوان: حالا یواشتر برو مرد جوان: باشه به شرطی كه این كلاه كاسكت منو برداری و بزاری رو سر خودت! من اینجوری راحت نیستم!!! . . . روز بعد روزنامه ها نوشتند : برخورد یك موتورسیكلت با ساختمانی حادثه افرید! در این سانحه كه به دلیل بریدن ترمز موتورسیكلت رخ داد یكی از دو سر نشین زنده ماند و دیگری در گذشت . . . مرد جوان از خالی شدن ترمز اگاهی یافته بود پس بدن اینكه زن جوان را مطلع كند با ترفندی كلاه كاسكت خود را بر سر او گذاشت و خواست كه برای اخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او بماند . . . و این رسم عاشقی است . . .
نوع مطلب : عاشقانه، برچسب ها : شبیه من باش : می نویسم ات نه انچنانی كه می نویسی ام می شمارمت نه انچنانی كه می شماری ام دلتنگی نكن واژه ها چیز دیگری می گویند تماشا دارد اما . . . . چشمهای تو بنشین خسته ای می دانم ات نه انچنانی كه می دانی ام شبیه من باش كه رفتنت را بیهوده نفس می كشم كاش توانش را داشتم . . .
نوع مطلب : شعرای خودم، برچسب ها : كوچ : باشد ای بی همه چیز باشد ای با همه خوب با من خسته تو هم یار نباش به نشیب و به فراز تا سراپرده ی عشق ای كه هر اینه در دست به من می نگری نفسی مونس و غمخوار نباش تو برو . . . كوچ كن از شهر دلم كه ندانم هایت سفری تازه برایت دارند شاید این بار نفس تازه كنی . . .
نوع مطلب : شعرای خودم، برچسب ها :
شب نخوابیده هنوز و تو از صبح به من خیره شدی لااقل چشمی زن تا بدانم كه تو هم بیداری باور عشق برایت سخت است باشد ای باور من شب به اصرار خودش می ماند تا زمین گریه كند و تو هر فاصله از من به خودت می بالی لا اقل چشمی زن تا بدانم كه تو هم بیداری . . . (قاب عكس)!
نوع مطلب : شعرای خودم، برچسب ها :
به خیالت كه زمان می گذرد؟ . . . و من از ذهن تو پر می گیرم به خیالت كه تو ازاد شدی؟ . . . و من از دوری تو می میرم نه دلیلی حتی نه صدایی حتی به خیالت كه زمین می خندد . . . و تو ارام به من می خندی به خیالت كه شقایق تنهاست . . . و كسی شاهد این عشق نبود به خیالت غل و زنجیر شدی؟ وز تب عشق خودت سیر شدی؟ به خیالت كه دگر استادی؟ درس شاگردی خود پس دادی؟ به خیالت كه زمان می گذرد؟ مكتب عشق زمان بندی نیست قلب اغشته ی عشق است و دگر راهی نیست به خیالت كه تو ازاد شدی؟ دست بر تیشه ی فرهاد شدی شاید انجا كه زمین می خندید تو ندیدی كه زمین می چرخد تو هوسران به من اغشته شدی؟ رشته هر رشته مرا رشته شدی شب عاشق شدن ات مانده هنوز برو ای رنگ و ریا خوب بسوز . . . . اینو نوشتم واسه كسی كه . . . اسم ادمای دورو گفتن نداره!
نوع مطلب : شعرای خودم، برچسب ها :
چه سیاه نوشته می شوی به دفترم و چه بی رنگ در خاطرم نه دیگر می نویسم ات نه می سپارم ات كه از تبار من نیستی تو اندوه بارانی در حسرت ابر و صدای خسته ی پاییز اشنایت نیست حتی به گوش نمی رسی پس در ارزویم بمان . . .
ستاره سوخت اینه تب كرد خاموشی امد و تنها صدای باران گوش نواز دردهایم بود . . . هست هنوز . . .
نوع مطلب : شعرای خودم، برچسب ها : خاطره : یادش ان روز بخیر كه تو در سایه ی پرچین همان بید بلند ساعتی خوب به من خیره شدی دیده گانت به دلم شعله كشید چه تماشایی بود لحظه ی باور چشمان پر از اغوشت من به هر وسوسه ای لرزیدم زانوانم سست شد عطر مستانه شدن می دادی هر نفس با تو شدم و به زیر خنك سایه ی ان بید بلند خاطری اسودم بید اینجاست هنوز با من از سایه ی پرچین خودش می گوید كه تو با خود بردی . . .
نوع مطلب : شعرای خودم، برچسب ها : بی ابرو : چشمهایم بسته اما راهیم تا به نا معلوم ها تا سرابی از درد باشد ای بی ابرو خواهم كشید رنج این بیهوده رفتن را به دوش . . . ارزو : روزی خیالم گفت چه میخواهی گفتم اسودگی ناگهان خوابم برد و دیگر چشمهایم هیچ گاه مرا ندیدند . . . نوع مطلب : شعرای خودم، برچسب ها :
never talk of feeling, if they arent really there never hold my hands, if you mean to break my heart never say forever, if you ever plan to part never look into my eyes, if you are telling me a lie never say hello, if you think you will say good bye never say that I am the one, if you dream of more than me never lock up my heart, if you dont have the key نوع مطلب : عاشقانه، برچسب ها : دخترا: توی ماهی تابه روغن میریزن.اجاق گاز زیر ماهی تابه رو روشن می كنن. تخم مرغهارو میشكونن و همراه نمك توی ماهی تابه میریزن.چند دقیقه بعد نیمروی اماده رو نوش جان میكنن! پسرا: توی كابینتهای بالایی و پایینی اشپزخونه دنبال ماهی تابه میگردن و بالاخره پیداش میكنن.ماهی تابه رو رو اجاق میزارن.توی ماهی تابه روغن میریزن.توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن.یه دونه پیدا میكنن.چندتا فحش میدن.دنبال كبریت میگردن.با فندك اجاق گازو روشن میكنن.بوی سركه خونه رو بر میداره.ماهی تابه رو میشورن چون روغنش بوی ترشی میده.ماهی تابه رو رو اجاق میزارن و توش روغن واقعی میریزن.تخم مرغی كه از روی كابینت لیز خورده رو از روی زمین پاك میكنن.لباس میپوشن ومیرن بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ میگیرن. تلویزیونو روشن میكنن و صداشو بلند میكنن.روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره توی ماهی تابه روغن میریزن.دنبال نمك میگردن. كیسه نمكو پیدا میكنن.صدای گزارشگر فوتبالو میشنون و می دون جلوی تلویزیون.بوی سوختگی رو استشمام میكنن ...
ادامه مطلب نوع مطلب : . . .، برچسب ها : نگاه تو: امشب تورا دادم به باد تا ابرها را بنگری شاید كه از من نیستی شاید نشاید دلبری افسانه شد دیگر مزن این سنگ را بر سینه ات تا عشق راهی دیگر است هر شب نگاهی دیگر است صد روز باید سوختن اتش به دل افروختن صد شب به بیداری رسید طعم و تب دوری چشید بر اسمان فریاد زد باید كه از غم داد زد در چشم شب زنجیر شد زود است اما پیر شد بگذار بر بادت دهم تا ابرها را بنگری اری تو از من نیستی دیگر نباید دلبری
نوع مطلب : شعرای خودم، برچسب ها : پنجشنبه 7 مهر 1390 :: نویسنده : rozhan taavakoli fard
به نام یك به نام دو به نام چشمهای تو به نام واژه ای سپید به قطره های بی امید به نام هرچه هست من به نام هرچه بود تو سكوت و درد در نگاه به نام نقطه ی خدا به روزهای عاشقی به نام شعر رازقی به نام هر نفس نفس گذشت عمر در قفس به نام خون چشم من به نام تاب چشم تو به دستهای خسته ام به نام چشم بسته ام به این شب پر از سكوت به نام راز عنكبوت به درد دل نشسته ها به نام دلشكسته ها به ضرب و كوك سازها به نام دلنوازها به نام مادرم همین هزار حلقه بی نگین بهار من بهار تو به نام من ببار تو
نوع مطلب : شعرای خودم، برچسب ها : اخرین گناه: هی زخم به من زدی كه مرهم باشی دل سوخت و امدی كه محرم باشی دل سوخته را چه حاجت ای چشم سفید خواهم كه گدای هر دو با هم باشی خورشید میان اسمان بودم من پوشاندی و امدی كه ماهم باشی دیگر نه زبان به نامت ارم نه به دل گم شو كه تو اخرین گناهم باشی نوع مطلب : شعرای خودم، برچسب ها : سلام سلام روزم مبارك!!!!!!!!! روز دخترو به همه ی دخترا تبریك میگم. امیدوارم همیشه سالم و شاد باشن از پیامبر حدیث داریم كه: فرزند پسر نعمته ولی دختر رحمته یعنی دخترا همیشه مهربونی میارن! قدر ما دخترا رو بدونین نوع مطلب : . . .، برچسب ها : وطن یعنی دویدن در پی نان وطن یعنی كمك كردن به لبنان وطن یعنی عرب را چاق كردن معلم های خود را داغ كردن وطن یعنی صف نون و صف شیر وطن یعنی همش درگیر درگیر وطن یعنی همین بنزین همین نفت همین نفتی كه توی سفره ها رفت وطن یعنی پذیرایی ز افغان وطن یعنی سفر استان به استان وطن یعنی همین ایینه ی دق وطن یعنی خلایق هرچه لایق!!!!!!! نوع مطلب : برچسب ها : دیدیم نمی شود در زمین عاشق شد به اسمان پرواز كردیم وقتی برگشتیم مارا در قفس انداختند نتوانستیم ثابت كنیم پرنده نیستم ما تنها عاشق شده بودیم!!!!
نوع مطلب : عاشقانه، برچسب ها : دوستام
آمار وبلاگ
لینک های مفید |
||